الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

551

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

رسول‌خدا صلى الله عليه و آله دفن خواهند كرد ، از اين‌رو اجتماع كردند و اسلحه برداشتند ، چون حسين عليه السلام جنازه را به سمت قبر رسول‌خدا صلى الله عليه و آله حركت داد تا با آن حضرت تجديد عهد كند ، روبه ايشان آمدند و عايشه نيز سوار بر استر به آنان پيوست درحالى كه مىگفت : مرا به شما چه كار كه مىخواهيد آن كسى را كه من دوست ندارم وارد خانهء من كنيد ! و از طرفى مروان شروع كرد به فريادكشيدن كه چه بسيار پيكارى كه بهتر از سكوت است ! ايا رواست كه عثمان در انتهاى شهر دفن شود درحالى كه حسن را در كنار قبر پيامبر به خاك بسپارند ؟ ! هرگز چنين چيزى ممكن نيست ، من شمشير حمايل كرده‌ام ! نزديك بود كه آشوب و فتنه‌اى بين بنىهاشم و بنىاميه به پا شود ! كه ابن‌عباس به جانب مروان شتافت و گفت : اى مروان ! از همان‌جا كه آمده‌اى برگرد كه ما نمىخواهيم عزيزمان را كنار قبر رسول‌خدا صلى الله عليه و آله به خاك سپاريم بلكه مىخواهيم با ديدار وى تجديد عهدى كرده باشد ! سپس كنار قبر جده‌اش فاطمه بنت‌اسد بازمىگردانيم و طبق وصيت آنحضرت در آن‌جا به خاك مىسپاريم ، در صورتى كه اگر وصيت مىكرد كنار قبر رسول‌خدا صلى الله عليه و آله دفن كنيم آن‌وقت مىدانستى كه تو ناجيزتر از آنى تا ما را بازگردانى ! ولى خود وى از هر كس به خدا و رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و همچنين به حرمت قبر آن حضرت داناتر بوده است كه مبادا تخريبى در قبر پيامبر صلى الله عليه و آله پديد آيد ، آن‌طورى كه ديگران تخريب كردند و بدون اذن وارد خانهء آن حضرت شدند . سپس روبه عايشه كرد و گفت : چقدر شرم‌آور است روزى به استر